خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا از مولانا است که به زندگی در لحظه، لذت بردن از حال و دوری از زهد خشک توصیه میکند. شاعر از مخاطب میخواهد که مانند زرپاش سخاوتمند باشد، در میخانه خرام کند و با اوباش همنشین شود تا لذت واقعی زندگی را بچشد. همچنین تأکید میکند که امروز را غنیمت بشمارد و نگران فردا نباشد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین برخی از واژهها مانند 'اوباش' و 'قلاش' ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند تا برداشت اشتباه نشود.
غزل ۹۳۲ - زر بپاش و خواجهٔ زر پاش باش
زر بپاش و خواجهٔ زر پاش باش
سر بنه بر پاش و خاکپاش باش ۱
زهد بگذار و به میخانه خرام
در خرابات مغان قلاش باش ۲
لذتی از عمر اگر خواهی برو
همنشین زندگی اوباش باش ۳
روز امروزت غنیمت می شمر
دی گذشت آسوده از فرداش باش ۴
گر بیابی سید هر دو سرا
ناظر آن دیدهٔ بیناش باش ۵
سر بنه بر پاش و خاکپاش باش ۱
زهد بگذار و به میخانه خرام
در خرابات مغان قلاش باش ۲
لذتی از عمر اگر خواهی برو
همنشین زندگی اوباش باش ۳
روز امروزت غنیمت می شمر
دی گذشت آسوده از فرداش باش ۴
گر بیابی سید هر دو سرا
ناظر آن دیدهٔ بیناش باش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۳۱ - ای دل ار چه شکسته ای خوش باش
گوهر بعدی:غزل ۹۳۳ - عشق سرمست است و دارد دور باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.