خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا یک شعر عرفانی است که از خواننده میخواهد دل و جان را به معشوق (خدا یا جانان) بسپارد و با خوشی زندگی کند. شاعر تأکید میکند که همه چیز امانت اوست و باید با عشق و آرامش به زندگی نگاه کرد.
مفاهیم عرفانی و فلسفی این شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابلدرک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مفاهیمی مانند تسلیم و عشق الهی نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.
غزل ۹۲۶ - دل به دلبر گذار و خوش می باش
دل به دلبر گذار و خوش می باش
جان به جانان سپار و خوش می باش ۱
نقش رویش که نور چشم من است
بنظر می نگار و خوش می باش ۲
باش با جام می دمی همدم
نفسی خوش بر آر و خوش می باش ۳
هر چه داری همه امانت اوست
جمله با او سپار و خوش می باش ۴
چو همه اوست غیر او خود نیست
همه را دوست دار و خوش می باش ۵
تنگهٔ زر یکی و تنگه بسی
تنگ ها زر شمار و خوش می باش ۶
یار جانی نعمت الله شو
باش با یار ، یار و خوش می باش ۷
جان به جانان سپار و خوش می باش ۱
نقش رویش که نور چشم من است
بنظر می نگار و خوش می باش ۲
باش با جام می دمی همدم
نفسی خوش بر آر و خوش می باش ۳
هر چه داری همه امانت اوست
جمله با او سپار و خوش می باش ۴
چو همه اوست غیر او خود نیست
همه را دوست دار و خوش می باش ۵
تنگهٔ زر یکی و تنگه بسی
تنگ ها زر شمار و خوش می باش ۶
یار جانی نعمت الله شو
باش با یار ، یار و خوش می باش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۲۵ - جان به جانان سپار و خوش می باش
گوهر بعدی:غزل ۹۲۷ - دُرد دردش بنوش خوش می باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.