خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه از زبان یک رند و عاشق بیان میشود که خود را مست و بیپروا معرفی میکند. او از میو عشق سخن میگوید و عقل و زهد را کنار میگذارد. در این شعر، مفاهیمی مانند عشق الهی، رندی، و بیاعتنایی به ظواهر دینی به چشم میخورد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و نمادین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و خرابات ممکن است نیاز به توضیح بیشتری برای نوجوانان داشته باشد.
غزل ۹۰۰ - عاشق و مست و رندم و جانباز
عاشق و مست و رندم و جانباز
در میخانه را گشادم باز ۱
الصلا ای حریف میخواران
قدمی نه بیا و خود در باز ۲
شاهد غیب و ساقی عشقیم
مطربا ساز عشق ما بنواز ۳
برو ای عقل حیله را بگذار
تو و زهد و نماز و ما و نیاز ۴
در خرابات رند او باشیم
دعوت ما چه می کنی بنماز ۵
محرم راز خلوت جانیم
یک زمان خانه را به ما پرداز ۶
سید ما به عشق بندهٔ ماست
اوست محمود و نعمةالله ایاز ۷
در میخانه را گشادم باز ۱
الصلا ای حریف میخواران
قدمی نه بیا و خود در باز ۲
شاهد غیب و ساقی عشقیم
مطربا ساز عشق ما بنواز ۳
برو ای عقل حیله را بگذار
تو و زهد و نماز و ما و نیاز ۴
در خرابات رند او باشیم
دعوت ما چه می کنی بنماز ۵
محرم راز خلوت جانیم
یک زمان خانه را به ما پرداز ۶
سید ما به عشق بندهٔ ماست
اوست محمود و نعمةالله ایاز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۹۹ - مرغ جانم می کند پرواز باز
گوهر بعدی:غزل ۹۰۱ - شاهبازی درآمد از در باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.