خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از نعمت الله ولی، به موضوعاتی مانند عشق الهی، مستی معنوی، کشف حقیقت درونی و لطف معشوق اشاره دارد. شاعر از تبدیل دل به میخانه، کشف گنج پنهان، و بینشان شدن در عین نامدار بودن سخن میگوید و در نهایت به مقام معنوی نعمتالله اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههایی مانند میخانه و مستی نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فلسفه دارد که معمولاً برای نوجوانان زیر 16 سال قابل درک نیست.
غزل ۷۷۵ - گرد میخانهٔ دل به جان گردید
گرد میخانهٔ دل به جان گردید
همچو رندان به جان روان گردید ۱
گر چه مخمور بود مستی شد
این چنین بود آن چنان گردید ۲
گرد کنج خراب گشت بسی
گنج پنهان بر او عیان گردید ۳
تا نشانی ز بی نشان یابد
نام را ماند و بی نشان گردید ۴
لطف معشوق ما کرم فرمود
مونس جان عاشقان گردید ۵
قسم علم بدیع را خواندیم
آن معانی به ما عیان گردید ۶
در مقامی که نعمت الله است
گرد آن در کجا توان گردید ۷
همچو رندان به جان روان گردید ۱
گر چه مخمور بود مستی شد
این چنین بود آن چنان گردید ۲
گرد کنج خراب گشت بسی
گنج پنهان بر او عیان گردید ۳
تا نشانی ز بی نشان یابد
نام را ماند و بی نشان گردید ۴
لطف معشوق ما کرم فرمود
مونس جان عاشقان گردید ۵
قسم علم بدیع را خواندیم
آن معانی به ما عیان گردید ۶
در مقامی که نعمت الله است
گرد آن در کجا توان گردید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۷۴ - دیده عمری به سر روان گردید
گوهر بعدی:غزل ۷۷۶ - عاشقانی که عشق می بازند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.