خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق الهی و مستی معنوی میپردازد. شاعر از حالات عاشقان و مستان راه عشق سخن میگوید و تفاوت آن را با زاهدان ظاهربین بیان میکند. در این شعر، عقل در برابر عشق ناتوان دانسته شده و جهان به نقشی بر آب تشبیه شده است.
مفاهیم عرفانی و استفاده از استعارههای عمیق در این شعر، درک و تجربه بیشتری میطلبد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است. همچنین برخی مفاهیم مانند مستی معنوی ممکن است برای کودکان قابل هضم نباشد.
غزل ۷۵۱ - آنها که نگار را نگارند
آنها که نگار را نگارند
پیوسته نگار را نگارند ۱
جانی یابند هر زمانی
هر دم جانی بدو سپارند ۲
این طرفه که زاهدان مخمور
از مستی ما خبر ندارند ۳
ای عقل برو که بزم عشقست
اینجا چه توئی کجا گذارند ۴
هر لحظه ز غیب در شهادت
طرح دگری ز نو بر آرند ۵
عالم دانی که در نظر چیست
نقشی که بر آب می نگارند ۶
مستیم و حریف نعمت الله
بیچاره کسان که در خمارند ۷
پیوسته نگار را نگارند ۱
جانی یابند هر زمانی
هر دم جانی بدو سپارند ۲
این طرفه که زاهدان مخمور
از مستی ما خبر ندارند ۳
ای عقل برو که بزم عشقست
اینجا چه توئی کجا گذارند ۴
هر لحظه ز غیب در شهادت
طرح دگری ز نو بر آرند ۵
عالم دانی که در نظر چیست
نقشی که بر آب می نگارند ۶
مستیم و حریف نعمت الله
بیچاره کسان که در خمارند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۵۰ - ساغر و می مدام در کارند
گوهر بعدی:غزل ۷۵۲ - عمر ما رفته بود باز آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.