خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و یادآوری معشوق سخن میگوید، از جمال و زیباییهای او یاد میکند و از ساقی و بزم عاشقانه نیز نام میبرد. همچنین به ستایش از استاد و بزرگی میپردازد و عشق و وفاداری را میستاید.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین اشارههایی به شراب و مینوشی دارد که مناسب سنین بالاتر است.
غزل ۷۴۵ - ذوقیست دلم را که به عالم نتوان داد
ذوقیست دلم را که به عالم نتوان داد
تا بود چنین بوده و تا باد چنین باد ۱
یادت نکنم زان که فراموش نکردم
ناکرده فراموش چگونه کنمت یاد ۲
چشمی که منور نشد از نور جمالش
گر نور دو چشمست که او از نظر افتاد ۳
از دولت ساقی که جهان باد به کامش
از لعل لبت جام بخواهیم بسی داد ۴
عمریست که بر حسن و جمالش نگرانیم
یا رب که چنین عمر بسی سال بماناد ۵
ساقی و حریفان همه جمعند درین بزم
بزمی است ملوکانه نهادیم به بنیاد ۶
سلطان بود آن کس که بود بندهٔ سید
صد جان بفدایش که بود بندهٔ استاد ۷
تا بود چنین بوده و تا باد چنین باد ۱
یادت نکنم زان که فراموش نکردم
ناکرده فراموش چگونه کنمت یاد ۲
چشمی که منور نشد از نور جمالش
گر نور دو چشمست که او از نظر افتاد ۳
از دولت ساقی که جهان باد به کامش
از لعل لبت جام بخواهیم بسی داد ۴
عمریست که بر حسن و جمالش نگرانیم
یا رب که چنین عمر بسی سال بماناد ۵
ساقی و حریفان همه جمعند درین بزم
بزمی است ملوکانه نهادیم به بنیاد ۶
سلطان بود آن کس که بود بندهٔ سید
صد جان بفدایش که بود بندهٔ استاد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۴۴ - عارفانی که ما به ما جویند
گوهر بعدی:غزل ۷۴۶ - رندان همه مستند و می از جام ندانند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.