خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عاشقانه و عرفانی بیانگر درد عشق و آرزوی دیدار معشوق است. شاعر از فراق و اشتیاق سخن میگوید و عشق را بالاتر از زندگی میداند. همچنین، مفاهیمی مانند فقر و پادشاهی، غم و شادی، و ارزش نعمتهای الهی در آن مطرح شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
غزل ۶۳۸ - خوش بود گر او به حالم بنگرد
خوش بود گر او به حالم بنگرد
ور بمیرم هم به خاکم بسپرد ۱
زار مردم ز آرزوی او ولی
زنده گردم بر سرم چون بگذرد ۲
ما گدا و پادشاه کائنات
پادشه نام گدائی کی برد ۳
غنچهٔ دل در هوای او چو گل
جامهٔ جان بر تن خود می درد ۴
هر که او غم می خورد در عشق او
شادمان از خویشتن او برخورد ۵
یک دمی بی عشق او گر عمر رفت
عاشق آن دم را ز عمرش نشمرد ۶
می فروش ار می فروشد گوبیا
هرچه دارد نعمت الله می خرد ۷
ور بمیرم هم به خاکم بسپرد ۱
زار مردم ز آرزوی او ولی
زنده گردم بر سرم چون بگذرد ۲
ما گدا و پادشاه کائنات
پادشه نام گدائی کی برد ۳
غنچهٔ دل در هوای او چو گل
جامهٔ جان بر تن خود می درد ۴
هر که او غم می خورد در عشق او
شادمان از خویشتن او برخورد ۵
یک دمی بی عشق او گر عمر رفت
عاشق آن دم را ز عمرش نشمرد ۶
می فروش ار می فروشد گوبیا
هرچه دارد نعمت الله می خرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۳۷ - گر ز چین سنبل زلفت صبا بوئی برد
گوهر بعدی:غزل ۶۳۹ - چشم ما چون به روی او نگرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.