خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعات عشق، درد، شناخت خود و خدا، و ارزش فقر و فنا در راه عشق میپردازد. شاعر بیان میکند که بدون تجربهی درد و عشق، نمیتوان به شفا و شناخت حقیقی دست یافت. همچنین، تأکید میکند که سلطنت عشق تنها برای پادشاهان دل است و فقر و فنا در این راه، بقای حقیقی را به همراه دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فنا و بقا ممکن است برای سنین پایینتر قابل هضم نباشد.
غزل ۶۱۲ - دلی که درد ندارد دوا کجا یابد
دلی که درد ندارد دوا کجا یابد
بلای عشق ندیده شفا کجا یابد ۱
کسی که همدم جام شراب نیست مدام
حضور ساقی سرمست ما کجا یابد ۲
حریف ما نشده ذوق ما کجا داند
نخورده ساغر دردی صفا کجا یابد ۳
خدای خود نشناسد کسی که خود نشناخت
ز خود چو بی خبر است او خدا کجا یابد ۴
سریر سلطنت عشق پادشاهان راست
چنان مقام بلندی گدا کجا یابد ۵
در این طریق فقیری که می نهد قدمی
فنای خود چو نجوید بقا کجا یابد ۶
به نور عشق توان یافت نعمت الله را
کسی که عشق ندارد ورا کجا یابد ۷
بلای عشق ندیده شفا کجا یابد ۱
کسی که همدم جام شراب نیست مدام
حضور ساقی سرمست ما کجا یابد ۲
حریف ما نشده ذوق ما کجا داند
نخورده ساغر دردی صفا کجا یابد ۳
خدای خود نشناسد کسی که خود نشناخت
ز خود چو بی خبر است او خدا کجا یابد ۴
سریر سلطنت عشق پادشاهان راست
چنان مقام بلندی گدا کجا یابد ۵
در این طریق فقیری که می نهد قدمی
فنای خود چو نجوید بقا کجا یابد ۶
به نور عشق توان یافت نعمت الله را
کسی که عشق ندارد ورا کجا یابد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱۱ - از سر ذوق دیده ام عین یکی و نام صد
گوهر بعدی:غزل ۶۱۳ - هرکه فانی شود بقا یابد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.