خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از مولانا بیانگر ناتوانی در توصیف وجود الهی و عشق معنوی با مفاهیم مادی است. شاعر با استفاده از تضادها (بود و نابود، مایه و سود) و استعارههایی مانند آتش عشق، ناچیز بودن مفاهیم دنیوی در برابر عشق الهی را نشان میدهد.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده، درک این شعر را نیازمند سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی میکند. نوجوانان در این سن معمولاً توانایی تحلیل چنین مضامینی را دارند.
غزل ۵۹۹ - بود و نابود در نمی گنجد
بود و نابود در نمی گنجد
مایه و سود در نمی گنجد ۱
ای که گوئی مرا وجودی داد
خوش بر وجود در نمی گنجد ۲
آتش عشق عود دل را سوخت
بعد ازاین عود در نمی گنجد ۳
ساقی اینجا کجا و مطرب کو
ساغر و رود در نمی گنجد ۴
چندگوئی که خوش همی سوزم
آتش و دود در نمی گنجد ۵
مایه و سود در نمی گنجد ۱
ای که گوئی مرا وجودی داد
خوش بر وجود در نمی گنجد ۲
آتش عشق عود دل را سوخت
بعد ازاین عود در نمی گنجد ۳
ساقی اینجا کجا و مطرب کو
ساغر و رود در نمی گنجد ۴
چندگوئی که خوش همی سوزم
آتش و دود در نمی گنجد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۸ - ذوق ما در جهان نمی گنجد
گوهر بعدی:غزل ۶۰۰ - مراحالی است با جانان که جانم درنمی گنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.