خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه از شور و اشتیاق عشق الهی و ناتوانی بیان آن سخن میگوید. شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق (که میتواند خدا یا یک عشق زمینی باشد) توصیف میکند و بیان میکند که این عشق در قالب کلمات نمیگنجد. همچنین، متن به مقایسهای بین عقل و عشق، مادیات و معنویات میپردازد و برتری عشق و معنویت را نشان میدهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به دانش پایهای از ادبیات و فلسفه دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
غزل ۵۹۸ - ذوق ما در جهان نمی گنجد
ذوق ما در جهان نمی گنجد
حال ما در بیان نمی گنجد ۱
دلبرم دلنوازئی فرمود
در برم دل از آن نمی گنجد ۲
در دل عاشقان خوشی گنجد
آنکه در جسم و جان نمی گنجد ۳
زر چه باشد چو سر ندارد قدر
دل که باشد چو جان نمی گنجد ۴
جان و جانان حریف یکدگرند
غیر رطل گران نمی گنجد ۵
برو ای عقل دور شو ز اینجا
جبرئیل این زمان نمی گنجد ۶
ما کلام خدا که می خوانیم
سخن این و آن نمی گنجد ۷
بزم عشق است و ما سبک روحیم
زاهد جان گران نمی گنجد ۸
نعمت الله حریف و ساقی یار
غیر او در میان نمی گنجد ۹
حال ما در بیان نمی گنجد ۱
دلبرم دلنوازئی فرمود
در برم دل از آن نمی گنجد ۲
در دل عاشقان خوشی گنجد
آنکه در جسم و جان نمی گنجد ۳
زر چه باشد چو سر ندارد قدر
دل که باشد چو جان نمی گنجد ۴
جان و جانان حریف یکدگرند
غیر رطل گران نمی گنجد ۵
برو ای عقل دور شو ز اینجا
جبرئیل این زمان نمی گنجد ۶
ما کلام خدا که می خوانیم
سخن این و آن نمی گنجد ۷
بزم عشق است و ما سبک روحیم
زاهد جان گران نمی گنجد ۸
نعمت الله حریف و ساقی یار
غیر او در میان نمی گنجد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۷ - عاشقی کز عشق او دم می زند
گوهر بعدی:غزل ۵۹۹ - بود و نابود در نمی گنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.