خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه، به یادبود و حضور خداوند و عشق الهی میپردازد. شاعر بیان میکند که تنها خداوند است که در یادها میماند و هر چه باقی است، به او مرتبط است. همچنین، به موضوع فقر و غنا در پیشگاه الهی و زیباییهای عشق اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۹۳ - غیر او کی به یاد ما ماند
غیر او کی به یاد ما ماند
دیگری یار ما کجا ماند ۱
دُرد دردش بیا و ما را ده
که مرا خوشتر از دوا ماند ۲
ما نبودیم و حضرت او بود
چون نمانیم ما خدا ماند ۳
نیست بیگانه از خدا چیزی
هر چه ماند به آشنا ماند ۴
این عجب بین که حضرت سلطان
در نظرگه گهی گدا ماند ۵
هر که مه روی خویش را بیند
خوبی او کجا به ما ماند ۶
بزم عشق است و سیدم سرمست
بنده مخمور خود چرا ماند ۷
دیگری یار ما کجا ماند ۱
دُرد دردش بیا و ما را ده
که مرا خوشتر از دوا ماند ۲
ما نبودیم و حضرت او بود
چون نمانیم ما خدا ماند ۳
نیست بیگانه از خدا چیزی
هر چه ماند به آشنا ماند ۴
این عجب بین که حضرت سلطان
در نظرگه گهی گدا ماند ۵
هر که مه روی خویش را بیند
خوبی او کجا به ما ماند ۶
بزم عشق است و سیدم سرمست
بنده مخمور خود چرا ماند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۲ - یاری که می ننوشد از ذوق ما چه داند
گوهر بعدی:غزل ۵۹۴ - عهد با زلف تو بستیم خدا می داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.