خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه، بیانگر عشق و ارادت شاعر به معشوق الهی است. شاعر از دیدگاه عرفانی به جهان نگاه میکند و همه چیز را تجلی ذات حق میداند. او از نیاز روحی خود به پاکی و تقرب به معشوق سخن میگوید و از مستی و سرمستی در راه عشق الهی یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی مانند 'مستی' و 'خرابات' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۶۶ - تو را اهل نظر خوانم گرت منظور او باشد
تو را اهل نظر خوانم گرت منظور او باشد
نظر باز خوشی باشی چو منظورت نکو باشد ۱
خیالش نقش می بندم به هر صورت که پیش آید
کجا غیری توان دیدن چو هر چه هست او باشد ۲
ز آب چشم ما دایم بود خوش روی ما تازه
چو خوشروئی که پیوسته چو ما با آبرو باشد ۳
بیا و خرقهٔ خود را به آب می نمازی کن
چو جان ما گرت میلی به سوی شست و شو باشد ۴
در آن حضرت که غیر او نگنجد غیر او غیری
چه جای این و آن دارد چه قدر ما و تو باشد ۵
خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست
نیاید عقل اگر آید مگر خواجه ولو باشد ۶
بیا از نعمت الله جو مرادی را که می خواهی
که کام دل از او یابی تو را گر جستجو باشد ۷
نظر باز خوشی باشی چو منظورت نکو باشد ۱
خیالش نقش می بندم به هر صورت که پیش آید
کجا غیری توان دیدن چو هر چه هست او باشد ۲
ز آب چشم ما دایم بود خوش روی ما تازه
چو خوشروئی که پیوسته چو ما با آبرو باشد ۳
بیا و خرقهٔ خود را به آب می نمازی کن
چو جان ما گرت میلی به سوی شست و شو باشد ۴
در آن حضرت که غیر او نگنجد غیر او غیری
چه جای این و آن دارد چه قدر ما و تو باشد ۵
خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست
نیاید عقل اگر آید مگر خواجه ولو باشد ۶
بیا از نعمت الله جو مرادی را که می خواهی
که کام دل از او یابی تو را گر جستجو باشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۵ - همه عالم خیال او باشد
گوهر بعدی:غزل ۵۶۷ - هر که او را خبر از اهل دلانش باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.