خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه بیانگر عشق و ارادت به معشوق الهی است. شاعر از یار الهی سخن میگوید که حضور او جهان را برای عاشق بهشتی جاودان میسازد. مفاهیمی مانند میخوارگی عرفانی، درد عشق، و نور الهی در این اشعار به چشم میخورد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیدهای مانند 'میخوارگی' و 'خرابات' است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین برخی مضامین مانند 'تیغ عشق' و 'خونبها' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۵۶۱ - به کام ما بود عالم اگر او یار ما باشد
به کام ما بود عالم اگر او یار ما باشد
چنین دولت نمی دانم در این عالم که را باشد ۱
در خلوتسرای او بهشت جاودان ماست
چه خوش ذوقی که رندان را در این خلوتسرا باشد ۲
خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست
ز می توبه در این حالت به نزد ما خطا باشد ۳
بیا و دُردی دردش به دست دردمندان ده
که دُرد درد او ما را به از صاف دوا باشد ۴
به تیغ عشق اگر کشته شوی چون ما غنیمت دان
که جانت زندهٔ جاوید و جانان خونبها باشد ۵
ز نور آفتاب او همه عالم منور شد
نمی بینیم یک ذره که بی نور خدا باشد ۶
به جان سید عالم که بنده بندهٔ جانیست
از آن شد هرکه می بینی گدای این گدا باشد ۷
چنین دولت نمی دانم در این عالم که را باشد ۱
در خلوتسرای او بهشت جاودان ماست
چه خوش ذوقی که رندان را در این خلوتسرا باشد ۲
خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست
ز می توبه در این حالت به نزد ما خطا باشد ۳
بیا و دُردی دردش به دست دردمندان ده
که دُرد درد او ما را به از صاف دوا باشد ۴
به تیغ عشق اگر کشته شوی چون ما غنیمت دان
که جانت زندهٔ جاوید و جانان خونبها باشد ۵
ز نور آفتاب او همه عالم منور شد
نمی بینیم یک ذره که بی نور خدا باشد ۶
به جان سید عالم که بنده بندهٔ جانیست
از آن شد هرکه می بینی گدای این گدا باشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۰ - همه عالم فدای ما باشد
گوهر بعدی:غزل ۵۶۲ - به یمن دولت وصلش جهان در حکم ما باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.