خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و شاعرانه بیانگر عشق و فقر عرفانی است. شاعر با افتخار از فقر خود سخن میگوید و آن را تاج سلطنت میداند. او عشق و مستی را قبلهگاه عاشقان میخواند و درد را دوای خود میداند. متن تأکید دارد که لذت جاودان در گرو ابتلای به این راه است و شاعر خود را بندهٔ سید خرابات معرفی میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم مانند 'مستی' و 'خرابات' نیاز به تفسیر و توضیح دارند که مناسب مخاطبان با سطح درک بالاتر است.
غزل ۵۶۰ - همه عالم فدای ما باشد
همه عالم فدای ما باشد
هر چه باشد برای ما باشد ۱
فقر ما تاج سلطنت بخشد
شاه عالم گدای ما باشد ۲
بود و نابود صورت و معنی
از فنا و بقای ما باشد ۳
قبلهٔ عاشقان سر مستان
در خلوتسرای ما باشد ۴
دردمندیم و درد می نوشیم
دُرد و دردش دوای ما باشد ۵
لذت عمر جاودان دارد
هر که او مبتلای ما باشد ۶
بندهٔ سید خراباتیم
دیگری کی به جای ما باشد ۷
هر چه باشد برای ما باشد ۱
فقر ما تاج سلطنت بخشد
شاه عالم گدای ما باشد ۲
بود و نابود صورت و معنی
از فنا و بقای ما باشد ۳
قبلهٔ عاشقان سر مستان
در خلوتسرای ما باشد ۴
دردمندیم و درد می نوشیم
دُرد و دردش دوای ما باشد ۵
لذت عمر جاودان دارد
هر که او مبتلای ما باشد ۶
بندهٔ سید خراباتیم
دیگری کی به جای ما باشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۹ - گر نه او یار غار ما باشد
گوهر بعدی:غزل ۵۶۱ - به کام ما بود عالم اگر او یار ما باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.