خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که از عشق و مستی معنوی سخن میگوید. شاعر از سیدی (مراد معنوی) یاد میکند که به سمت میخانه (نماد عرفان) میرود و از مستی و شادی روحانی سخن میگوید. همچنین، اشارهای به گذرا بودن زندگی و اهمیت درک لحظات دارد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و استعارههای معنوی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مستی (هرچند معنوی) ممکن است نیاز به درک بالاتری از مفاهیم ادبی و فلسفی داشته باشد.
غزل ۵۵۳ - عاقبت سید ما سوی مغان خواهد شد
عاقبت سید ما سوی مغان خواهد شد
به سراپردهٔ میخانه روان خواهد شد ۱
گر بگویند که فرما و بیا مستانه
زند انگشت خوشی رقص کنان خواهد شد ۲
آفتابی است که از مشرق جان می تابد
گرچه از دیدهٔ ما باز نهان خواهد شد ۳
همه عالم چو بود آینهٔ حضرت او
در همه آینه بر خود نگران خواهد شد ۴
عین ما آب حیاتست و حبابش خوانند
زود بینند که بی نام و نشان خواهد شد ۵
جام می آمد و آورد پیام ساقی
که دمی همدم ما شو که چنان خواهد شد ۶
صحبت سید سرمست غنیمت می دان
که در این یک دو سه روزی ز جهان خواهد شد ۷
به سراپردهٔ میخانه روان خواهد شد ۱
گر بگویند که فرما و بیا مستانه
زند انگشت خوشی رقص کنان خواهد شد ۲
آفتابی است که از مشرق جان می تابد
گرچه از دیدهٔ ما باز نهان خواهد شد ۳
همه عالم چو بود آینهٔ حضرت او
در همه آینه بر خود نگران خواهد شد ۴
عین ما آب حیاتست و حبابش خوانند
زود بینند که بی نام و نشان خواهد شد ۵
جام می آمد و آورد پیام ساقی
که دمی همدم ما شو که چنان خواهد شد ۶
صحبت سید سرمست غنیمت می دان
که در این یک دو سه روزی ز جهان خواهد شد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۲ - به سراپردهٔ میخانه روان خواهم شد
گوهر بعدی:غزل ۵۵۴ - مه ز برج شرف چو طالع شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.