خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و مستی معنوی سخن میگوید، از رهایی از خود و پیوستن به عالم معنا و فنا. او از خرابات و میکده به عنوان نمادهایی از سلوک عرفانی یاد میکند و آرزوی وصال با معشوق ازلی را دارد. چشمانداز شعر، گذر از دنیای مادی و رسیدن به حقیقت است.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای شراب و خرابات ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کهن فارسی و مفاهیم صوفیانه دارد.
غزل ۵۵۲ - به سراپردهٔ میخانه روان خواهم شد
به سراپردهٔ میخانه روان خواهم شد
خوش شبی معتکف کوی مغان خواهم شد ۱
به خرابات فنا رخت بقا خواهم برد
ترک خود کرده و بی نام و نشان خواهم شد ۲
گرچه در میکدهٔ پیر مغان پیر شدم
باز از دولت آن پیر جوان خواهم شد ۳
چشم من غیر خیالش چو نمی بندد نقش
هرچه بینم به خیالش نگران خواهم شد ۴
هر کجا جام مئی بود به دست آوردم
گوئیا ساقی رندان جهان خواهم شد ۵
ما چه موجیم و در این بحر پدید آمده ایم
یک دمی همدم من شو که نهان خواهم شد ۶
نعمت الله چو خیالی که تو بینی در خواب
ور چنین نیست در این هفته چنان خواهم شد ۷
خوش شبی معتکف کوی مغان خواهم شد ۱
به خرابات فنا رخت بقا خواهم برد
ترک خود کرده و بی نام و نشان خواهم شد ۲
گرچه در میکدهٔ پیر مغان پیر شدم
باز از دولت آن پیر جوان خواهم شد ۳
چشم من غیر خیالش چو نمی بندد نقش
هرچه بینم به خیالش نگران خواهم شد ۴
هر کجا جام مئی بود به دست آوردم
گوئیا ساقی رندان جهان خواهم شد ۵
ما چه موجیم و در این بحر پدید آمده ایم
یک دمی همدم من شو که نهان خواهم شد ۶
نعمت الله چو خیالی که تو بینی در خواب
ور چنین نیست در این هفته چنان خواهم شد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۱ - به عشق چهرهٔ لیلی دل بیچاره مجنون شد
گوهر بعدی:غزل ۵۵۳ - عاقبت سید ما سوی مغان خواهد شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.