خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و شاعرانه، ظهور نور الهی و جمال خداوند را توصیف میکند. با استفاده از استعارههایی مانند بلبل، گلشن، آفتاب و گنج، به زیباییهای معنوی و ظهور حقایق الهی اشاره میشود. در نهایت، متن به نمایش جمال خداوند و تبدیل شدن نور او به نور دیدگان انسان ختم میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، ممکن است برخی از اصطلاحات و مفاهیم مورد استفاده نیاز به پیشزمینهی فکری و مذهبی داشته باشند.
غزل ۵۵۰ - بلبل جان چو ساکن تن شد
بلبل جان چو ساکن تن شد
مجلس کاینات گلشن شد ۱
آفتاب وجوب رو بنمود
شب امکان چون روز روشن شد ۲
گنج اسما نثار ما فرمود
نقد هر یک از آن معین شد ۳
بود پیدا ولی نهان از ما
آمد اینجا به ما مبین شد ۴
عین اول ظهور چون فرمود
واضح و لائح و مبرهن شد ۵
جام گیتی نما چو صیقل یافت
حسن آمد به حسن و احسن شد ۶
نعمت الله جمال را بنمود
نور او نور دیدهٔ من شد ۷
مجلس کاینات گلشن شد ۱
آفتاب وجوب رو بنمود
شب امکان چون روز روشن شد ۲
گنج اسما نثار ما فرمود
نقد هر یک از آن معین شد ۳
بود پیدا ولی نهان از ما
آمد اینجا به ما مبین شد ۴
عین اول ظهور چون فرمود
واضح و لائح و مبرهن شد ۵
جام گیتی نما چو صیقل یافت
حسن آمد به حسن و احسن شد ۶
نعمت الله جمال را بنمود
نور او نور دیدهٔ من شد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۹ - سنبل زلف او پریشان شد
گوهر بعدی:غزل ۵۵۱ - به عشق چهرهٔ لیلی دل بیچاره مجنون شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.