خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این شعر به توصیف حالات عاشقانه و پریشانی‌های ناشی از عشق می‌پردازد. با استفاده از تصاویر زیبا مانند زلف پریشان معشوق، حالات جمعی و گفتگوهای میان عاشق و معشوق را به تصویر می‌کشد. شاعر از پریشانی زلف معشوق به عنوان نمادی برای پریشانی دل عاشقان استفاده می‌کند و در نهایت، خود را نیز درگیر این عشق و پریشانی می‌بیند.

این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به آشنایی با اصطلاحات و تصاویر شعری دارد. همچنین، مضامین عاطفی آن برای نوجوانان و بزرگسالان جذاب‌تر و قابل‌درک‌تر است.

مشاهده کامل

غزل ۵۴۹ - سنبل زلف او پریشان شد

سنبل زلف او پریشان شد
حال جمعی نکو پریشان شد ۱

باد با زلف او دمی دم زد
زلف او هم بر او پریشان شد ۲

جمع بودیم از پریشانی
جمع ما مو به مو پریشان شد ۳

گفت و گو در میان ما آمد
قصه از گفتگو پریشان شد ۴

آن چنان جمع و این چنین جمعی
من ندانم که چون پریشان شد ۵

زلف او مجمع دل ما بود
گرچه از ما و تو پریشان شد ۶

نعمت الله به عشق زلف نگار
آمد و سو به سو پریشان شد ۷
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۷ ۳۹۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴۸ - هر که او آشنای سلطان شد
گوهر بعدی:غزل ۵۵۰ - بلبل جان چو ساکن تن شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.