خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به زیبایی عشق و شیدایی را توصیف میکند و تأثیر آن بر روح و جان انسان را بیان مینماید. با اشاره به عرفان و عشق الهی، متن نشان میدهد که چگونه عشق میتواند بینایی معنوی ببخشد و فرد را به وحدت با وجود برساند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۱۹ - هر زمان عشقی ز نو پیدا شود
هر زمان عشقی ز نو پیدا شود
هر نفس جانی دگر شیدا شود ۱
چون درآید در شمار عارفان
در سواد ملک دل غوغا شود ۲
چون برآید آفتاب مهر او
جان و دل چون ذره ناپیدا شود ۳
گر ز پیش دیده بردارد نقاب
چشم نابینای ما بینا شود ۴
غرقه شو در بحر عشقش کز یقین
قطره با دریا شود دریا شود ۵
دست با او در کمر بازی کند
کو به عشقش می برد بی پا شود ۶
سید ما چون سخن گوید ز حق
نعمت الله این چنین گویا شود ۷
هر نفس جانی دگر شیدا شود ۱
چون درآید در شمار عارفان
در سواد ملک دل غوغا شود ۲
چون برآید آفتاب مهر او
جان و دل چون ذره ناپیدا شود ۳
گر ز پیش دیده بردارد نقاب
چشم نابینای ما بینا شود ۴
غرقه شو در بحر عشقش کز یقین
قطره با دریا شود دریا شود ۵
دست با او در کمر بازی کند
کو به عشقش می برد بی پا شود ۶
سید ما چون سخن گوید ز حق
نعمت الله این چنین گویا شود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۸ - خوش بود گر این دوئی یکتا شود
گوهر بعدی:غزل ۵۲۰ - نطق حیوان جمع کن تا آدمی حاصل شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.