خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و دلدادگی سخن میگوید و توصیفی است از قدرت و جذبهی معشوق که دل و جان عاشق را به غارت میبرد. شاعر از تسلیم کامل در برابر معشوق و ویرانی خانمان عاشق در این راه میگوید. همچنین، اشارهای به قدرت و نفوذ معنوی شخصیتهایی مانند سید ما و بوعلی سینا دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانهی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۵۱۶ - ترک چشم مست او دلها بغارت می برد
ترک چشم مست او دلها بغارت می برد
ملک دل بگرفت و جان ما به غارت می برد ۱
خانمان ما به غارت برد و یک موئی نماند
هرچه با ما دید سر تا پا به غارت می برد ۲
دور شو ای عقل از اینجا رخت خود را هم ببر
زانکه رخت هر که دید اینجا به غارت می برد ۳
کیش او چون غارتست ترکش نگوید ترک مست
جان کند قربان و قربان را به غارت می برد ۴
هرچه دید از نقد و جنس و زیر و بالا پاک کرد
این بلا هم زیر و هم بالا به غارت می برد ۵
جان ما بادش فدا کو جان و هم جانان ماست
هر چه خواهد گو ببر هل تا به غارت می برد ۶
سید ما صد بخارا را به غارت برده است
بوعلی چبود که او سینا به غارت می برد ۷
ملک دل بگرفت و جان ما به غارت می برد ۱
خانمان ما به غارت برد و یک موئی نماند
هرچه با ما دید سر تا پا به غارت می برد ۲
دور شو ای عقل از اینجا رخت خود را هم ببر
زانکه رخت هر که دید اینجا به غارت می برد ۳
کیش او چون غارتست ترکش نگوید ترک مست
جان کند قربان و قربان را به غارت می برد ۴
هرچه دید از نقد و جنس و زیر و بالا پاک کرد
این بلا هم زیر و هم بالا به غارت می برد ۵
جان ما بادش فدا کو جان و هم جانان ماست
هر چه خواهد گو ببر هل تا به غارت می برد ۶
سید ما صد بخارا را به غارت برده است
بوعلی چبود که او سینا به غارت می برد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۵ - عقل مخمور است و مستان را به قاضی می برد
گوهر بعدی:غزل ۵۱۷ - ترک چشم مست او دلها به غارت می برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.