خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی به وحدت وجود و عشق به معشوق ازلی اشاره دارد. شاعر همه چیز را بازتابی از نور الهی میداند و تأکید میکند که در عالم هستی جز او چیزی وجود ندارد. او از عشق مستانه و بیخویشی در راه معشوق سخن میگوید و عقل کل را در بزم عاشقان حاضر میبیند. در نهایت، همه عالم را تجلی وجود معشوق واحد میداند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و ارتباط نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'عاشق مست' و 'کوی مغان' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۴۹۵ - چشم ما روشن به نور او بود
چشم ما روشن به نور او بود
هرچه می بینم از آن نیکو بود ۱
آینه یک رو نماید در نظر
هرکه او با آینه یک رو بود ۲
غیر او چون نیست در دار وجود
چشم ما بر روی غیری چو بود ۳
رشتهٔ یک تو چرا بینی دو بود
نیک بنگر رشته خود یک تو بود ۴
عالمی از جود او دارد وجود
ما کجا باشیم اگر نه او بود ۵
عاشق مستیم در کوی مغان
عقل کل در بزم ما آنجو بود ۶
سید ما در همه عالم یکی است
بلکه خود مجموع عالم او بود ۷
هرچه می بینم از آن نیکو بود ۱
آینه یک رو نماید در نظر
هرکه او با آینه یک رو بود ۲
غیر او چون نیست در دار وجود
چشم ما بر روی غیری چو بود ۳
رشتهٔ یک تو چرا بینی دو بود
نیک بنگر رشته خود یک تو بود ۴
عالمی از جود او دارد وجود
ما کجا باشیم اگر نه او بود ۵
عاشق مستیم در کوی مغان
عقل کل در بزم ما آنجو بود ۶
سید ما در همه عالم یکی است
بلکه خود مجموع عالم او بود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۴ - چشم ما روشن به نور او بود
گوهر بعدی:غزل ۴۹۶ - نقطه در دایره نمود و نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.