خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به توصیف عظمت و جاودانگی یک وجود معنوی میپردازد که منبع نور و حیات است و هم در باطن و هم در ظاهر حضور دارد. همچنین به میگساری و سرمستی عارفانه اشاره دارد.
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و پیچیدهای است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۴۸۴ - بحر ما دریای بی پایان بود
بحر ما دریای بی پایان بود
آب ما از چشمهٔ حیوان بود ۱
چشم عالم روشن است از نور او
روشنی چشم مردم آن بود ۲
باطنست او وز همه ظاهر تو راست
این چنین پیدا چنان پنهان بود ۳
خوش حبابی پر کن از آب حیات
هر دو را می بین که او یکسان بود ۴
نعمت الله مست و جام می به دست
سید ما میر سرمستان بود ۵
آب ما از چشمهٔ حیوان بود ۱
چشم عالم روشن است از نور او
روشنی چشم مردم آن بود ۲
باطنست او وز همه ظاهر تو راست
این چنین پیدا چنان پنهان بود ۳
خوش حبابی پر کن از آب حیات
هر دو را می بین که او یکسان بود ۴
نعمت الله مست و جام می به دست
سید ما میر سرمستان بود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۳ - روح اعظم ذرهٔ بیضا بود
گوهر بعدی:غزل ۴۸۵ - بحر ما دریای بی پایان بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.