خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از نعمتالله با مضمون عرفانی و اخلاقی، مخاطب را به شادی و خنده در برابر مشکلات و تفاوتهای دنیوی دعوت میکند. شاعر توصیه میکند که با وجود تفاوتهای عقیدتی و رفتاری دیگران، مؤمن باقی بمانیم و با خردمندی و شادی زندگی کنیم. همچنین بر بیاعتباری دنیا و اهمیت سکوت و عشق تأکید دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی اشارات به تفاوتهای عقیدتی و اجتماعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۷۰ - بیا ای یار و بر اغیار میخند
بیا ای یار و بر اغیار میخند
بنوش این جام و با خمار میخند ۱
یکی ایمان گزید و دیگری کفر
تو مؤمن باش و با کفار میخند ۲
یکی با تو نعم گوید یکی لا
تو با اقرار و با انکار میخند ۳
چو دنیا نیست مأوای حکومت
دلا بر ریش دنیادار میخند ۴
زبان بربند و خامش باش در عشق
مشو بی زار و بر آزاد میخند ۵
بیا چون نعمتالله ناظر حق
ببین دیدار و بر دیدار میخند ۶
بنوش این جام و با خمار میخند ۱
یکی ایمان گزید و دیگری کفر
تو مؤمن باش و با کفار میخند ۲
یکی با تو نعم گوید یکی لا
تو با اقرار و با انکار میخند ۳
چو دنیا نیست مأوای حکومت
دلا بر ریش دنیادار میخند ۴
زبان بربند و خامش باش در عشق
مشو بی زار و بر آزاد میخند ۵
بیا چون نعمتالله ناظر حق
ببین دیدار و بر دیدار میخند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۹ - ترک سرمستی مرا دامن کشانم میکشد
گوهر بعدی:غزل ۴۷۱ - عاشقانی که در جهان باشند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.