خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از قدرت عشق و تأثیر آن بر عقل و بیان سخن میگوید. عشق مانند یک ترک غریب (بیگانه) میآید و عقل را غارت میکند. شاعر تلاش میکند تا زیبایی معشوق را با استعاره توصیف کند، اما آتش عشق چنان شدید است که هم عقل و هم توانایی بیان را میسوزاند.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۶۱ - عشق آمد و عقل کرد غارت
عشق آمد و عقل کرد غارت
ای دل تو به جان بر این بشارت ۱
ترک عجمیست عشق دانی
ور ترک غریب نیست غارت ۲
گفتم به عبارتی در آرم
وصف رخ او به استعارت ۳
چون آتش عشق او برافروخت
هم عقل بسوخت هم عبارت ۴
ای دل تو به جان بر این بشارت ۱
ترک عجمیست عشق دانی
ور ترک غریب نیست غارت ۲
گفتم به عبارتی در آرم
وصف رخ او به استعارت ۳
چون آتش عشق او برافروخت
هم عقل بسوخت هم عبارت ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۰ - عشق را مسجد و میخانه یکی است
گوهر بعدی:غزل ۴۶۲ - عمر بی او که بر سر آری هیچ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.