خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در خواب فقر را میبیند و از زیبایی و کمال آن به وجد میآید. او فقر را مانند گنجی گرانبها توصیف میکند و از تأثیرات عمیق آن بر روح و جان خود سخن میگوید. شاهد حلقهای از سرمستشدگان فقر است و از نقشهای نورانی و جانافزای آن سخن میگوید. احساسات شدید و جوشوخروش درونی او با دیدن این صحنهها برانگیخته میشود و آسمان نیز به ستایش او میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۰۱۵ - فقر را در خواب دیدم دوش من
فَقر را در خواب دیدم دوشْ من
گشتم از خوبیِّ او بیهوشْ من ۱
از جَمال و از کَمالِ لُطفِ فقر
تا سَحَرگَه بودهام مَدْهوشْ من ۲
فَقر را دیدم مِثالِ کانِ لَعْل
تا زِرَنگَش گشتم اَطْلَس پوشْ من ۳
بَسْ شنیدم های و هویِ عاشقان
بَسْ شنیدم بانگِ نوشانوشْ من ۴
حَلْقهیی دیدم، همه سَرمَستِ فقر
حَلْقهٔ او دیدم اَنْدَر گوشْ من ۵
بس بِدیدم نَقْشها در نورِ فقر
بس بِدیدم نَقْشِ جانْ در روشْ من ۶
از میانِ جانِ ما صد جوشْ خاست
چون بِدیدم بَحْر را در جوشْ من ۷
صد هزاران نَعْره میزد آسْمان
ای غُلامِ همچُنان چاووشْ من ۸
گشتم از خوبیِّ او بیهوشْ من ۱
از جَمال و از کَمالِ لُطفِ فقر
تا سَحَرگَه بودهام مَدْهوشْ من ۲
فَقر را دیدم مِثالِ کانِ لَعْل
تا زِرَنگَش گشتم اَطْلَس پوشْ من ۳
بَسْ شنیدم های و هویِ عاشقان
بَسْ شنیدم بانگِ نوشانوشْ من ۴
حَلْقهیی دیدم، همه سَرمَستِ فقر
حَلْقهٔ او دیدم اَنْدَر گوشْ من ۵
بس بِدیدم نَقْشها در نورِ فقر
بس بِدیدم نَقْشِ جانْ در روشْ من ۶
از میانِ جانِ ما صد جوشْ خاست
چون بِدیدم بَحْر را در جوشْ من ۷
صد هزاران نَعْره میزد آسْمان
ای غُلامِ همچُنان چاووشْ من ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۱۴ - راز چون با من نگوید یار من
گوهر بعدی:غزل ۲۰۱۶ - جان من جان تو جانت جان من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.