خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناتوانی خود در بیان رازهایش به یارش میگوید و بیان میکند که دلش هشیارانه با یارش سخن میگوید، اما زبانش در برابر دیگران بسته میشود. او از ترس و نگرانی خود از این وضعیت میگوید و اینکه دلش نمیتواند از یارش صبر کند، چه رازش را بگوید و چه نگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۰۱۴ - راز چون با من نگوید یار من
رازْ چون با من نگوید یارِ من
بَند گردد پیشِ او گفتارِ من ۱
عُذر میگوید که یعنی خامُشَم
با تو میگوید دلِ هشیارِ من ۲
با کسی دیگر، زبان گردد همه
سِرِّ خود میگوید و اسرارِ من ۳
در گُمان اُفْتَد دِلَم زین واقعه
این دلِ تَرسانِ بَدپِنْدارِ من ۴
گَر بگوید، وَرْ نگوید رازِ من
دل ندارد صَبر از دِلْدارِ من ۵
بَند گردد پیشِ او گفتارِ من ۱
عُذر میگوید که یعنی خامُشَم
با تو میگوید دلِ هشیارِ من ۲
با کسی دیگر، زبان گردد همه
سِرِّ خود میگوید و اسرارِ من ۳
در گُمان اُفْتَد دِلَم زین واقعه
این دلِ تَرسانِ بَدپِنْدارِ من ۴
گَر بگوید، وَرْ نگوید رازِ من
دل ندارد صَبر از دِلْدارِ من ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۱۳ - ساقیا برخیز و می در جام کن
گوهر بعدی:غزل ۲۰۱۵ - فقر را در خواب دیدم دوش من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.