خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بر اهمیت درد و رنج در زندگی انسان تأکید دارد و بیان میکند که بدون درد، زندگی معنا ندارد. همچنین، اشاره میکند که دوستانی که همدرد نیستند، در واقع دشمنان ما هستند. در نهایت، متن به عشق و علاقه به معشوق اشاره میکند و بیان میکند که در حضور معشوق، نیازی به چیز دیگری نیست.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد و رنج نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۸۱ - دل ندارد هر که او را درد نیست
دل ندارد هر که او را درد نیست
وانکه خود دردی ندارد مرد نیست ۱
نزد بی دردان مگو زینهار درد
دشمنست آن دوست کو همدرد نیست ۲
با لب و رخسار و چشم مست یار
حاجت نقل و شراب و درد نیست ۳
در هوای آفتاب روی او
در به در گشتیم از وی گرد نیست ۴
درد بی درمان ما را از یقین
غیر سید دیگری در خورد نیست ۵
وانکه خود دردی ندارد مرد نیست ۱
نزد بی دردان مگو زینهار درد
دشمنست آن دوست کو همدرد نیست ۲
با لب و رخسار و چشم مست یار
حاجت نقل و شراب و درد نیست ۳
در هوای آفتاب روی او
در به در گشتیم از وی گرد نیست ۴
درد بی درمان ما را از یقین
غیر سید دیگری در خورد نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۰ - آن وتر که غیر او احد نیست
گوهر بعدی:غزل ۳۸۲ - جان ندارد هر که جانانیش نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.