این متن به مفاهیم عرفانی و فلسفی مانند وحدت وجود، ناپایداری هستی، و رابطهی خالق و مخلوق میپردازد. شاعر بیان میکند که اصل همهچیز خداست و هر چه هست از اوست. همچنین، اشاره میکند که هر موجودی که قابلیت نیستی را دارد، عاقلانه نیست که به هستی آن تکیه کنیم. در نهایت، متن تأکید میکند که در نزد عارفانی مانند نعمتالله، چیزی که وجودش وابسته به خودش نیست، در واقع «نیست» محسوب میشود.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این متن برای درک و تجزیهوتحلیل، به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد که معمولاً در نوجوانان بالای 16 سال یافت میشود.
غزل ۳۸۰ - آن وتر که غیر او احد نیست
اصل عدد است و از عدد نیست ۱
گر دیدهٔ احولی دو بیند
چشمش بنگر که بی رمد نیست ۲
هر هست که نیستی پذیرد
هستیت نهادن از خرد نیست ۳
چون مظهر حضرت الهند
نیکند تمام و هیچ بد نیست ۴
خود نیست به نزد نعمت الله
چیزی که وجود او به خود نیست ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.