خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و بندگی در راه معشوق سخن میگوید. او عشق را پایدار و بندگی را موجب سرافرازی میداند و از فداکاری و تسلیم در برابر معشوق صحبت میکند. همچنین، شاعر غم عشق را فرخنده و زندگیبخش توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۶۰ - کار دل در عشقبازی بندگی است
کار دل در عشقبازی بندگی است
بندگی در عاشقی پایندگی است ۱
بندهٔ فرمان و فرمان می دهیم
وین شهنشاهی ما زان بندگی است ۲
همچو زلفش سر به پا افکنده ایم
این سرافرازی از آن افکندگی است ۳
جان فدا کردم سر افکندم به پیش
ز انفعال و جای آن شرمندگی است ۴
گر مرا بینی به غم دل شاد دار
کان غم عشق است و از فرخندگی است ۵
مردهٔ دردیم و درمان در دل است
کشتهٔ عشقیم و عین زندگی است ۶
سید ار جان بخشد از عشقش رواست
عاشقان را کار جان بخشندگی است ۷
بندگی در عاشقی پایندگی است ۱
بندهٔ فرمان و فرمان می دهیم
وین شهنشاهی ما زان بندگی است ۲
همچو زلفش سر به پا افکنده ایم
این سرافرازی از آن افکندگی است ۳
جان فدا کردم سر افکندم به پیش
ز انفعال و جای آن شرمندگی است ۴
گر مرا بینی به غم دل شاد دار
کان غم عشق است و از فرخندگی است ۵
مردهٔ دردیم و درمان در دل است
کشتهٔ عشقیم و عین زندگی است ۶
سید ار جان بخشد از عشقش رواست
عاشقان را کار جان بخشندگی است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۹ - قطره و دریا به نزد ما یکی است
گوهر بعدی:غزل ۳۶۱ - میخانهٔ دل طرب سرائیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.