خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه بیانگر دیدگاه شاعر درباره عشق و وحدت وجود است. شاعر میگوید جهان را با نور معشوق میبیند و همه چیز را جلوهای از او میداند. او عشق را سرمست و فراتر از عقل توصیف میکند و بر یگانگی عاشق و معشوق تأکید دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجربه نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین استعارهها و نمادهای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۳۴۳ - چشم ما روشن به نور روی اوست
چشم ما روشن به نور روی اوست
لاجرم عالم به چشم ما نکوست ۱
دیده ام آئینهٔ گیتی نما
عاشق و معشوق با هم روبروست ۲
هر خیالی را که دیده نقش بست
دوست می دارم که می بینم به دوست ۳
عشق سرمست است و فارغ از همه
عقل مخمور است و هم درگفتگو است ۴
این عجب بنگر که آن مطلوب ما
طالبست و روز و شب در جستجوست ۵
غیر اگر دیگر نمی آید به چشم
هرچه می بینیم میگوئیم اوست ۶
سید و بنده به نزد ما یکی است
تا نپنداری که این رشته دوتوست ۷
لاجرم عالم به چشم ما نکوست ۱
دیده ام آئینهٔ گیتی نما
عاشق و معشوق با هم روبروست ۲
هر خیالی را که دیده نقش بست
دوست می دارم که می بینم به دوست ۳
عشق سرمست است و فارغ از همه
عقل مخمور است و هم درگفتگو است ۴
این عجب بنگر که آن مطلوب ما
طالبست و روز و شب در جستجوست ۵
غیر اگر دیگر نمی آید به چشم
هرچه می بینیم میگوئیم اوست ۶
سید و بنده به نزد ما یکی است
تا نپنداری که این رشته دوتوست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۲ - همه را از همه بجوی ای دوست
گوهر بعدی:غزل ۳۴۴ - چشم ما روشن به نور اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.