خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از عشق و مستی به عنوان درمان دردهای زندگی یاد میکند و از زندگی در لحظه و دوری از غم فردا سخن میگوید. او عشق را بلایی شیرین توصیف میکند و به نوشیدن باده در خرابات به عنوان عملی بیریا اشاره میکند. در نهایت، شاعر خود و دیگران را رند مستی میداند که جام مینوشند و حال خوشی دارند.
متن شامل مفاهیم عرفانی و شرابخواری است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، درک عمیق مفاهیم عرفانی و فلسفی متن نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۲۷ - درد دل دارم و دوا این است
درد دل دارم و دوا این است
عشق می بازم و هوا این است ۱
در خرابات باده می نوشم
عمل خوب بی ریا این است ۲
خوش بلائیست عشق بالایش
راحت جان مبتلا این است ۳
از غم دی و غصهٔ فردا
بگذر امروز و حالیا این است ۴
جام دردی درد دل می نوش
که تو را بهترین دوا این است ۵
رند مستیم و جام می بر دست
قصهٔ ما و حال ما این است ۶
مجلس ذوق نعمت الله است
جنت ار بایدت بیا این است ۷
عشق می بازم و هوا این است ۱
در خرابات باده می نوشم
عمل خوب بی ریا این است ۲
خوش بلائیست عشق بالایش
راحت جان مبتلا این است ۳
از غم دی و غصهٔ فردا
بگذر امروز و حالیا این است ۴
جام دردی درد دل می نوش
که تو را بهترین دوا این است ۵
رند مستیم و جام می بر دست
قصهٔ ما و حال ما این است ۶
مجلس ذوق نعمت الله است
جنت ار بایدت بیا این است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۶ - چشم چراغ من ز نور روی جانان روشنست
گوهر بعدی:غزل ۳۲۸ - دردمندیم و آن دوا این است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.