خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و شاعرانه به موضوع عشق الهی و ارتباط عاشق و معشوق میپردازد. شاعر از نور جمال معشوق، وحدت وجود، و سوز و گداز عشق سخن میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند یوسف و پیراهن، دریا و حباب، و آتش و عود، مفاهیم عمیق عرفانی را بیان میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند وحدت وجود یا سوز و گداز عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۳۲۶ - چشم چراغ من ز نور روی جانان روشنست
چشم چراغ من ز نور روی جانان روشنست
بنگر چنین نور خوشی در دیدهٔ جان منست ۱
نقش خیالی می کشم بر دیدهٔ دیده مدام
می بین به نور چشم ما کاین یوسف و پیراهنست ۲
با ما در این دریا در آب نگر حباب و آب را
هریک حبابی پر ز ما مانندهٔ جان و تن است ۳
عشق آتشی افروخته عود دل ما سوخته
چون موم بگدازد ترا گر خود وجودت آهنست ۴
اصل عدد باشد یکی گر صد شماری ور هزار
آدم که فرزندش توئی اصل همه مرد و زنست ۵
در غار دل با یار غار یکدم حضوری خوش بر آر
خوش باشد آن یاری که او اینجا مُدامش مسکنست ۶
نور جمال سیدم عالم منور ساخته
در چشم مست من نگر کز نور رویش روشنست ۷
بنگر چنین نور خوشی در دیدهٔ جان منست ۱
نقش خیالی می کشم بر دیدهٔ دیده مدام
می بین به نور چشم ما کاین یوسف و پیراهنست ۲
با ما در این دریا در آب نگر حباب و آب را
هریک حبابی پر ز ما مانندهٔ جان و تن است ۳
عشق آتشی افروخته عود دل ما سوخته
چون موم بگدازد ترا گر خود وجودت آهنست ۴
اصل عدد باشد یکی گر صد شماری ور هزار
آدم که فرزندش توئی اصل همه مرد و زنست ۵
در غار دل با یار غار یکدم حضوری خوش بر آر
خوش باشد آن یاری که او اینجا مُدامش مسکنست ۶
نور جمال سیدم عالم منور ساخته
در چشم مست من نگر کز نور رویش روشنست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۵ - چشم ما از نور رویش روشنست
گوهر بعدی:غزل ۳۲۷ - درد دل دارم و دوا این است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.