خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بر اهمیت بندگی، عشق و وحدت وجود تأکید دارد. شاعر عشق را گنجینهای در دل میداند و از تسلیم در برابر معشوق الهی سخن میگوید. همچنین، به برابری همه موجودات در پیشگاه حق و جایگاه ویژه رندان در مقام عشق اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات مانند 'رندان' و 'مستان' نیاز به پیشزمینه فرهنگی و ادبی دارد.
غزل ۳۰۰ - بندگی کن که کار نیک آن است
بندگی کن که کار نیک آن است
این چنین کار کار نیکان است ۱
دل ما دلبری که می بیند
جان به او می دهد که جانان است ۲
آفتابی به مه شده پیدا
گرچه او هم به ماه پنهان است ۳
موج و بحر و حباب و قطرهٔ آب
نزد ما هر چهار یکسان است ۴
کنج دل گنجخانهٔ عشق است
خانه بی گنج کُنج ویران است ۵
زاهدان را مجال کی باشد
در مقامی که جای رندان است ۶
بندهٔ سید خرابات است
نعمت الله که میر مستان است ۷
این چنین کار کار نیکان است ۱
دل ما دلبری که می بیند
جان به او می دهد که جانان است ۲
آفتابی به مه شده پیدا
گرچه او هم به ماه پنهان است ۳
موج و بحر و حباب و قطرهٔ آب
نزد ما هر چهار یکسان است ۴
کنج دل گنجخانهٔ عشق است
خانه بی گنج کُنج ویران است ۵
زاهدان را مجال کی باشد
در مقامی که جای رندان است ۶
بندهٔ سید خرابات است
نعمت الله که میر مستان است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۹ - هرکه چون ما حریف مستان است
گوهر بعدی:غزل ۳۰۱ - نعمت الله حریف مستان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.