خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی از حافظ بیانگر این است که درد و درمان، زندگی و مرگ، و همه چیز در جهان به یک حقیقت واحد بازمیگردد که همان عشق الهی است. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند جام می و آینه، وحدت وجود و ارتباط انسان با خدا را توصیف میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مینوشی و جام می ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۲۹۰ - درد ار داری دوا همان است
درد ار داری دوا همان است
درد ار نوشی شفا همان است ۱
با جام می ار دمی برآری
دانی که حیات ما همان است ۲
عمریست که مبتلای دردیم
خود راحت مبتلا همان است ۳
فانی از خود فنا همین است
باقی به خدا بقا همان است ۴
در آینه همه نظر کن
می بین همه را لقا همان است ۵
ما جام جهان نمای عشقیم
این جام جهان نما همان است ۶
گر صورت سیدم دگر شد
اما به خدا خدا همان است ۷
درد ار نوشی شفا همان است ۱
با جام می ار دمی برآری
دانی که حیات ما همان است ۲
عمریست که مبتلای دردیم
خود راحت مبتلا همان است ۳
فانی از خود فنا همین است
باقی به خدا بقا همان است ۴
در آینه همه نظر کن
می بین همه را لقا همان است ۵
ما جام جهان نمای عشقیم
این جام جهان نما همان است ۶
گر صورت سیدم دگر شد
اما به خدا خدا همان است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۹ - گر جفا می کند وفا آنست
گوهر بعدی:غزل ۲۹۱ - نعمت الله میر مستان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.