این متن به تمجید از عشق و مستی معنوی میپردازد و عقل را در مقابل ذوق عاشقان ناتوان میداند. شادی جاودان در غم عشق یافت میشود و عاشقان با بخشیدن جان به معشوق، حیاتی جدید مییابند. جهان همچون جامی است که هم ناظر است و هم منظور. نور حقیقت در نگاه عاشقان نهفته است و زاهدان از درک این ذوق ناتوانند. شاعر خود را رند سرمست و در خرابات مشهور میداند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و شاعرانهای است که ممکن است برای درک کامل، نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی داشته باشد. همچنین استفاده از اصطلاحاتی مانند 'مستی' و 'خرابات' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح داشته باشد.
غزل ۲۷۲ - عشق مستست و عقل مخمور است
عاقل از ذوق عاشقان دور است ۱
شادمانی جاودان دارد
به غم عشق هر که مسرور است ۲
دل ما جان خود به جانان داد
ز آن حیاتی که یافت مغرور است ۳
جام گیتی نما چو می بینیم
در نظر ناظر است و منظور است ۴
نور چشم است اگر نظر داری
آفتابی به ماه مستور است ۵
زاهد ار ذوق ما نمی داند
عیب زاهد مکن که معذور است ۶
نعمت الله رند سرمست است
در خرابات نیک مشهور است ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.