خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و شاعرانه به توصیف عشق الهی و رابطهی عاشق و معشوق میپردازد. در آن، عشق به عنوان پادشاهی عادل بر تخت دل نشسته و عقل به عنوان وزیر او عمل میکند. همچنین، از زیباییهای معنوی و جمال حق تعالی سخن میگوید و بر فقر و درویشی به عنوان راهی برای رسیدن به سلطان حقیقی تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۲۸ - تن همچو تخت شاهست جان خود یکی امیر است
تن همچو تخت شاهست جان خود یکی امیر است
آن پادشاه بر وی سلطان بی نظیر است ۱
عشق است شاه عادل بر تخت دل نشسته
این عقل کامل ما آن شاه را وزیر است ۲
گشته است بلبل مست نالان به عشق آن گل
در بوستان ما بین گلهای بی نظیر است ۳
سلطان وقت خود را خواهی که بازیابی
بنگر گدای ما را درویشکی فقیر است ۴
هر بی خبر چو داند معشوق عاشقان را
از عشق حق تعالی این جان ما خبیر است ۵
آئینه ایست روشن در وی جمال ساقی
جام جهان نمایم از نور او منیر است ۶
در عین نعمت الله بنگر به چشم معنی
کاین صورت لطیفش بس خوب و دلپذیر است ۷
آن پادشاه بر وی سلطان بی نظیر است ۱
عشق است شاه عادل بر تخت دل نشسته
این عقل کامل ما آن شاه را وزیر است ۲
گشته است بلبل مست نالان به عشق آن گل
در بوستان ما بین گلهای بی نظیر است ۳
سلطان وقت خود را خواهی که بازیابی
بنگر گدای ما را درویشکی فقیر است ۴
هر بی خبر چو داند معشوق عاشقان را
از عشق حق تعالی این جان ما خبیر است ۵
آئینه ایست روشن در وی جمال ساقی
جام جهان نمایم از نور او منیر است ۶
در عین نعمت الله بنگر به چشم معنی
کاین صورت لطیفش بس خوب و دلپذیر است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۷ - چه غم دارم چو یارم غمگسار است
گوهر بعدی:غزل ۲۲۹ - نور او در جمله اشیاء ظاهر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.