خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و یار خود سخن میگوید که همیشه در کنارش است و غمگسار اوست. او از وجود یار خود به عنوان یک بت و دلارام یاد میکند و تأکید دارد که معنی و ذات عشق در زندگی او همیشه برقرار است. همچنین، شاعر به اهمیت حضور در لحظه و قدردانی از نعمتهای الهی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاطفی عمیق است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۲۲۷ - چه غم دارم چو یارم غمگسار است
چه غم دارم چو یارم غمگسار است
حریف جام و ساقی یار غار است ۱
بتی دارم که با من در میان است
دلارامی که دایم در کنار است ۲
به دور چشم مست می فروشش
مرا با غیر می خوردن چه کار است ۳
دل من بارگاه پادشاه است
تن من پرده ، جانم پرده دار است ۴
دو لحظه در یکی صورت نباشم
ولی معنی همیشه برقرار است ۵
یکی رو دارم و آئینه بسیار
یکی ذات و صفاتم صدهزار است ۶
غنیمت دان حضور نعمت الله
که چون عمر عزیزت بر گذار است ۷
حریف جام و ساقی یار غار است ۱
بتی دارم که با من در میان است
دلارامی که دایم در کنار است ۲
به دور چشم مست می فروشش
مرا با غیر می خوردن چه کار است ۳
دل من بارگاه پادشاه است
تن من پرده ، جانم پرده دار است ۴
دو لحظه در یکی صورت نباشم
ولی معنی همیشه برقرار است ۵
یکی رو دارم و آئینه بسیار
یکی ذات و صفاتم صدهزار است ۶
غنیمت دان حضور نعمت الله
که چون عمر عزیزت بر گذار است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۶ - سریر سلطنت عشق بر سر دار است
گوهر بعدی:غزل ۲۲۸ - تن همچو تخت شاهست جان خود یکی امیر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.