خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از حالتی سرمست و فارغ از دغدغه‌های دنیوی سخن می‌گوید. او عشق و وارستگی از ننگ و نام را ستایش می‌کند و به ارتباط عمیق با معشوق اشاره دارد. همچنین، از دلبستگی به معشوق و عهدی که با او بسته سخن می‌گوید، حتی اگر این عهد شکسته شود. در پایان، تأکید می‌کند که هر کس با معشوق او نشست و برخاست کند، از قید و بندهای دنیوی رها می‌شود.

متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه‌ای است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فلسفه دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۲۰ - از خرابات می رسم سرمست

از خرابات می رسم سرمست
فارغ از نیست ایمنم از هست ۱

عین ما را به عین ما بیند
هرکه در بحر ما به ما پیوست ۲

ننگ و نام نکو به دست آورد
آنکه از ننگ و نام خود وارست ۳

دست من تا گرفت دست نگار
وه چه دستان که می کند زان دست ۴

مرغ جانم برای دانهٔ خال
شده در دام زلف او پابست ۵

عهد بستیم با سر زلفش
ما بر آنیم گرچه او بشکست ۶

از سر کاینات برخیزد
هر که با سیدم دمی بنشست ۷
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۷ ۴۳۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۹ - نوش بادا مرا شراب الست
گوهر بعدی:غزل ۲۲۱ - آمد ز درم نگار سرمست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.