خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به توصیف عظمت و تأثیر معنوی عارفان و اولیای الهی میپردازد. شاعر از نورانیت و تأثیر آنها بر عالم سخن میگوید و بیان میکند که وجود آنها همچون خورشید در هر خانهای میتابد و عالم را زنده میکند. همچنین، شاعر از عشق و شور خود به این عارفان و تأثیر بوی معنوی آنها بر دل و جان خود سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۹۹۵ - اینک آن انجم روشن که فلک چاکرشان
اینک آن اَنْجُمِ روشنْ که فَلَک چاکَرشان
اینک آن پَرده گیانی که خِرَد چادَرشان ۱
هَمچو اندیشه به هر سینه بُوَد مَسکَنشان
هَمچو خورشید به هر خانه فُتَد لشکرشان ۲
نَظَرِ اوَّلِشان زنده کُند عالَم را
در نَظَر هیچ نگُنجَد نَظَرِ دیگرشان ۳
ای بَسا شب که من از آتششان هَمچو سِپَند
بودهام نَعْره زنان، رَقص کُنان، بر دَرشان ۴
گَر تو بو مینَبَری، بویْ کُن اَجْزایِ مرا
بو گرفتهست دل و جانِ من از عَنْبَرشان ۵
وَرْ تو بَسْ خُشک دِماغی، به تو بو مینَرَسَد
سَر بِنِه، تا بِرَسَد بر تو دِماغِ تَرشان ۶
خود چه باشد تَر و خُشکِ حَیَوانیّ و نَبات؟
مَه نَبات و حَیَوان و مَه زمین مادرشان ۷
همه عالَم به یکی قَطرهٔ دریا غَرقَند
چه قَدَر خورْد تَوانَد مگس از شِکَّرشان؟ ۸
اینک آن پَرده گیانی که خِرَد چادَرشان ۱
هَمچو اندیشه به هر سینه بُوَد مَسکَنشان
هَمچو خورشید به هر خانه فُتَد لشکرشان ۲
نَظَرِ اوَّلِشان زنده کُند عالَم را
در نَظَر هیچ نگُنجَد نَظَرِ دیگرشان ۳
ای بَسا شب که من از آتششان هَمچو سِپَند
بودهام نَعْره زنان، رَقص کُنان، بر دَرشان ۴
گَر تو بو مینَبَری، بویْ کُن اَجْزایِ مرا
بو گرفتهست دل و جانِ من از عَنْبَرشان ۵
وَرْ تو بَسْ خُشک دِماغی، به تو بو مینَرَسَد
سَر بِنِه، تا بِرَسَد بر تو دِماغِ تَرشان ۶
خود چه باشد تَر و خُشکِ حَیَوانیّ و نَبات؟
مَه نَبات و حَیَوان و مَه زمین مادرشان ۷
همه عالَم به یکی قَطرهٔ دریا غَرقَند
چه قَدَر خورْد تَوانَد مگس از شِکَّرشان؟ ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۹۴ - بشنو از بوالهوسان قصهٔ میر عسسان
گوهر بعدی:غزل ۱۹۹۶ - چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.