خلاصه و ردهبندی سنی
15+
متن بالا درباره عشق و سرمستی عاشقان در بزم عشق است و از بخشندگی و دادگری محبوب سخن میگوید. همچنین، به نعمتهای الهی و آزادی روحانی اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارد.
غزل ۲۱۴ - هرچه او می دهد همه داده است
هرچه او می دهد همه داده است
دادهٔ او مگو که بیداد است ۱
ای خوشا وقت عاشقی که مدام
بر در میفروش افتاده است ۲
بزم عشقست و عاشقان سرمست
کس چنین بزم خوب ننهادست ۳
غم عشقش خجسته باد که دل
به غم عشق دایما شاد است ۴
عقل در بزم عشق دانی چیست
چون چراغی نهاده بر باد است ۵
هرکه او شد غلام سید ما
بنده مقبلست و آزاد است ۶
چه کنم نعمت همه عالم
نعمت الله خدا مرا داده است ۷
دادهٔ او مگو که بیداد است ۱
ای خوشا وقت عاشقی که مدام
بر در میفروش افتاده است ۲
بزم عشقست و عاشقان سرمست
کس چنین بزم خوب ننهادست ۳
غم عشقش خجسته باد که دل
به غم عشق دایما شاد است ۴
عقل در بزم عشق دانی چیست
چون چراغی نهاده بر باد است ۵
هرکه او شد غلام سید ما
بنده مقبلست و آزاد است ۶
چه کنم نعمت همه عالم
نعمت الله خدا مرا داده است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۳ - دل به دنیا مده که آن هیچست
گوهر بعدی:غزل ۲۱۵ - دوای درد دل ای یار دردست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.