خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی-عاشقانه به جستجوی معنا در دل و جان، عشق و رنج، و نوشیدن از جام زندگی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند دل، عشق، غم، شادی، و خرابات (نماد جهان معنوی) استفاده میکند تا تجربههای عمیق انسانی را بیان کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۱۱ - اهل دل را از سراپردهٔ جان باید جست
اهل دل را از سراپردهٔ جان باید جست
عاشقان را ز خرابات مغان باید جست ۱
دل به دست غم آن جان جهان باید داد
وانگهی شادی از آن جام جهان باید جست ۲
اگر از باد صبا خاک درش می جوئی
همچو غنچه به هوا جامه دران باید جست ۳
دم به دم خون دل از دیده روان باید ساخت
اصل دیده در آن آب روان باید جست ۴
در کنار اشک جگر گوشهٔ ما باید دید
مردم دیدهٔ ما را به میان باید جست ۵
ساقیا ساغر و پیمانهٔ می سوی من آر
که از آن هر دو مراد دل و جان باید جست ۶
در خرابات اگر گوشه بیابی سید
خونش از غمزهٔ غماز فلان باید جست ۷
عاشقان را ز خرابات مغان باید جست ۱
دل به دست غم آن جان جهان باید داد
وانگهی شادی از آن جام جهان باید جست ۲
اگر از باد صبا خاک درش می جوئی
همچو غنچه به هوا جامه دران باید جست ۳
دم به دم خون دل از دیده روان باید ساخت
اصل دیده در آن آب روان باید جست ۴
در کنار اشک جگر گوشهٔ ما باید دید
مردم دیدهٔ ما را به میان باید جست ۵
ساقیا ساغر و پیمانهٔ می سوی من آر
که از آن هر دو مراد دل و جان باید جست ۶
در خرابات اگر گوشه بیابی سید
خونش از غمزهٔ غماز فلان باید جست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۰ - بیا ای شاه ترکستان که هندوستان غلام تست
گوهر بعدی:غزل ۲۱۲ - دنیی دون بی وفا هیچست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.