خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی به موضوعات وحدت وجود، عشق الهی، فنا در ذات حق و حیات معنوی میپردازد. شاعر بیان میکند که ذات الهی آینهای از صفات است و بدون جود او، عالم فانی میشود. همچنین به میخانهٔ عرفانی و سیراب شدن اهل عالم از عشق الهی اشاره میکند و تأکید دارد که کشته شدن در راه عشق الهی، حیات ابدی است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجزیهوتحلیل، به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از اصطلاحات و مفاهیم برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۰۶ - آئینهٔ ذات عین ذاتست
آئینهٔ ذات عین ذاتست
دانست که مجمع صفاتست ۱
بی جود وجود حضرت او
عالم به تمام فانیاتست ۲
می نوش مدام دُردی درد
کین دُردی درد دل دواتست ۳
میخانهٔ ماست در خرابات
وین خانه ورای شش جهاتست ۴
سیراب شدند اهل عالم
آری همه چیز ذوحیاتست ۵
گر کشته شوی به تیغ عشقش
آن حی قدیم خونبهاتست ۶
سید به حضور نعمة الله
دایم به طهارت و صلاتست ۷
دانست که مجمع صفاتست ۱
بی جود وجود حضرت او
عالم به تمام فانیاتست ۲
می نوش مدام دُردی درد
کین دُردی درد دل دواتست ۳
میخانهٔ ماست در خرابات
وین خانه ورای شش جهاتست ۴
سیراب شدند اهل عالم
آری همه چیز ذوحیاتست ۵
گر کشته شوی به تیغ عشقش
آن حی قدیم خونبهاتست ۶
سید به حضور نعمة الله
دایم به طهارت و صلاتست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۵ - ما غرقهٔ آبیم چنین تشنه عجیبست
گوهر بعدی:غزل ۲۰۷ - راز دل عشاق به هر کس نتوان گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.