خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی از نعمتالله ولی، به وحدت وجود و حقایق معنوی اشاره دارد. اشعار بیانگر این هستند که همه چیز در هستی از یک حقیقت واحد نشأت گرفته و تفاوتها تنها ظاهری است. همچنین، متن به موضوعات عشق الهی، خودشناسی و رهایی از تعلقات دنیوی میپردازد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به دانش پایهای از ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۲۰۴ - موجیم و حباب هر دو آبست
موجیم و حباب هر دو آبست
آبست که صورت حبابست ۱
آن کس که خیال غیر بندد
نقش غلطست و خود به خوابست ۲
موجست و حباب هر دو یک آب
آبست که آب را حجابست ۳
مهتاب چو رو به تو نماید
روشن بنگر که آفتابست ۴
بر بسته نقاب می برد دل
این طرفه که عین آن نقابست ۵
دلسوخت در آتش محبت
گر میل کنی جگر کبابست ۶
اسرار ضمیر نعمت الله
احسان که کند که بی حسابست ۷
آبست که صورت حبابست ۱
آن کس که خیال غیر بندد
نقش غلطست و خود به خوابست ۲
موجست و حباب هر دو یک آب
آبست که آب را حجابست ۳
مهتاب چو رو به تو نماید
روشن بنگر که آفتابست ۴
بر بسته نقاب می برد دل
این طرفه که عین آن نقابست ۵
دلسوخت در آتش محبت
گر میل کنی جگر کبابست ۶
اسرار ضمیر نعمت الله
احسان که کند که بی حسابست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۳ - خوش آب حیاتیست که گویند شرابست
گوهر بعدی:غزل ۲۰۵ - ما غرقهٔ آبیم چنین تشنه عجیبست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.