خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و شاعرانه به ستایش نور و عشق الهی میپردازد. شاعر از دیدگاه عرفانی به وحدانیت خداوند اشاره میکند و عشق را به عنوان نیرویی توصیف میکند که جایگزین وجود فردی میشود. همچنین، متن به زیبایی و بینهایت عشق الهی و حضور آن در همه چیز اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند وحدانیت و عشق الهی، مناسب مخاطبان با سطح درک بالاتر است.
غزل ۱۸۶ - نور او روشنی دیدهٔ ماست
نور او روشنی دیدهٔ ماست
نظری کن به چشم ما پیداست ۱
روی او را به نور او بینند
چشم بیننده ای که او بیناست ۲
وحده لاشریک له گفتم
آنکه عالم به نور خود آراست ۳
بحر دل را کرانه نیست پدید
جان ما غرقهٔ چنین دریاست ۴
عشق آمد به جای ما بنشست
مائی ما چه از میان برخاست ۵
هرچه گفتند و هرچه می گویند
حضرت وحدتش از آن یکتاست ۶
نعمت الله که میر مستانست
عاشق روی جملهٔ اشیاست ۷
نظری کن به چشم ما پیداست ۱
روی او را به نور او بینند
چشم بیننده ای که او بیناست ۲
وحده لاشریک له گفتم
آنکه عالم به نور خود آراست ۳
بحر دل را کرانه نیست پدید
جان ما غرقهٔ چنین دریاست ۴
عشق آمد به جای ما بنشست
مائی ما چه از میان برخاست ۵
هرچه گفتند و هرچه می گویند
حضرت وحدتش از آن یکتاست ۶
نعمت الله که میر مستانست
عاشق روی جملهٔ اشیاست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۵ - آن چنان مجلسی که جانم خواست
گوهر بعدی:غزل ۱۸۷ - موج بحریم و عین ما دریاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.