خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق به یار و مستی و رندی سخن میگوید. شاعر با تصاویر زیبا مانند مقایسه یار با آفتاب و ماه، عشق خود را بیان میکند و اشاره میکند که هر کس به دنبال خواسته خود است. در پایان، از مستی و مجلس رندان در خرابات مغان یاد میکند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و خرابات ممکن است برای گروههای سنی پایین نامناسب باشد.
غزل ۱۳۹ - دلبر سرمست ما یار خوشی نو خاسته است
دلبر سرمست ما یار خوشی نو خاسته است
دل به عشقش از سر هر دو جهان بر خاسته است ۱
آفتاب از شرم رویش رو نهاده بر زمین
مه به عشق ابرویش همچون هلالی کاسته است ۲
زاهدان را زهد بخشیدند و ما را عاشقی
هر کسی را داده اند چیزی که او خود خواسته است ۳
سایهٔ سرو سهی گر بر زمینی کج فتد
کج نماید در نظر اما به قامت راسته است ۴
در خرابات مغان مستیم و جام می بدست
نعمتالله مجلس رندانهای آراسته است ۵
دل به عشقش از سر هر دو جهان بر خاسته است ۱
آفتاب از شرم رویش رو نهاده بر زمین
مه به عشق ابرویش همچون هلالی کاسته است ۲
زاهدان را زهد بخشیدند و ما را عاشقی
هر کسی را داده اند چیزی که او خود خواسته است ۳
سایهٔ سرو سهی گر بر زمینی کج فتد
کج نماید در نظر اما به قامت راسته است ۴
در خرابات مغان مستیم و جام می بدست
نعمتالله مجلس رندانهای آراسته است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۸ - مقام عاشقان در ملک جان است
گوهر بعدی:غزل ۱۴۰ - دیده تا نور جمالش دیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.