این متن عرفانی از نعمت الله بیانکننده وحدت وجود و یگانگی موج و دریا (عارف و معشوق) است. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند جام و شراب، آب و حباب، و نور خورشید و ماه، به وحدت در کثرت و حضور خدا در همه چیز اشاره میکند. او تأکید میکند که هر چه میبینیم بازتابی از ذات الهی است و هر کس غیر او را ببیند، در خیال است. در پایان، شاعر از عطایای الهی سپاسگزاری میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۰۸ - با تو گویم که چیست جام و شراب
به مَثل نزد ما چو آب و حباب ۱
خوش بیا سوی ما در این دریا
عین ما را به عین ما دریاب ۲
موج و دریا یکیست تا دانی
نظری کن به چشم ما در آب ۳
صورت و معنئی که می نگرم
سبب است و مُسببُ الاسباب ۴
هر که گوید که غیر او دیدم
دیده نقش خیال او در خواب ۵
آفتاب است و ماه گویندش
نور مهر است و نام او مهتاب ۶
نعمت الله خدا به من بخشید
یافتم خوش عطائی از وهّاب ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.