خلاصه و ردهبندی سنی
15+
متن فوق یک شعر عرفانی است که به جستجوی حقیقت و عشق الهی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که گوهر وجودی خود را در دریای عشق جستجو کند، به دنبال ذات یکتای بیهمتا باشد، و نعمتهای الهی را در همه چیز ببیند. این شعر بر اهمیت دروننگری و یافتن نور الهی در وجود خود تأکید دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر برای درک و تجربه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و شناختی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی برای کودکان قابل درک نخواهد بود.
غزل ۸۶ - عاشقی دریادلی از ما طلب
عاشقی دریادلی از ما طلب
آن چنان گوهر در این دریا طلب ۱
نقد گنج کنت کنزا را بجو
از همه اسما مسمی را طلب ۲
هر که یابی دامن او را بگیر
حضرت یکتای بی همتا طلب ۳
در وجود خویشتن سیری بکن
آنچه گم کردی همه آن جا طلب ۴
چشم ما از نور رویش روشنست
نور او در دیدهٔ بینا طلب ۵
هیچ شیئی بی نعمت الله هست نیست
نعمت الله در همه اشیا طلب ۶
آن چنان گوهر در این دریا طلب ۱
نقد گنج کنت کنزا را بجو
از همه اسما مسمی را طلب ۲
هر که یابی دامن او را بگیر
حضرت یکتای بی همتا طلب ۳
در وجود خویشتن سیری بکن
آنچه گم کردی همه آن جا طلب ۴
چشم ما از نور رویش روشنست
نور او در دیدهٔ بینا طلب ۵
هیچ شیئی بی نعمت الله هست نیست
نعمت الله در همه اشیا طلب ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۵ - دردمندانه بیا ما را طلب
گوهر بعدی:غزل ۸۷ - ذوق ما داری درآ در بحر ما ، ما را طلب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.