خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از بیمیلی به دنیا و آخرت سخن میگوید و بر اهمیت زندگی در لحظه تأکید دارد. او با اشاره به مستی و عشق، از حال و هوای عرفانی و شوریدهحالی خود میگوید و مخاطب را به همراهی دعوت میکند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و اشاره به مستی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی مضامین مانند بیاعتنایی به دنیا و آخرت نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۷۵ - به سر خواجه کلان که مرا
به سر خواجه کلان که مرا
نبُود میل با کلاه شما ۱
دنیی و آخرت نمی طلبم
این و آن از کجا و ما ز کجا ۲
حال امروز را غنیمت دان
دی گذشت و نیامده فردا ۳
گوش کن گفته های مستانه
چه کنی قول بو علی سینا ۴
در خرابات مست می گردم
گر حریف منی بیا اینجا ۵
سر زلف نگار در دستم
با خیالش همی برم سودا ۶
نعمت الله چو آینهٔ روشن
می نماید به ما خدا به خدا ۷
نبُود میل با کلاه شما ۱
دنیی و آخرت نمی طلبم
این و آن از کجا و ما ز کجا ۲
حال امروز را غنیمت دان
دی گذشت و نیامده فردا ۳
گوش کن گفته های مستانه
چه کنی قول بو علی سینا ۴
در خرابات مست می گردم
گر حریف منی بیا اینجا ۵
سر زلف نگار در دستم
با خیالش همی برم سودا ۶
نعمت الله چو آینهٔ روشن
می نماید به ما خدا به خدا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۴ - عقل برو برو برو عشق بیا بیا بیا
گوهر بعدی:غزل ۷۶ - ظهور سلطنت عشق اوست در دو سرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.