خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق الهی، مستی معنوی، و رندی عارفانه میپردازد. شاعر از ساقی (نماد خدا یا پیر عارف) میخواهد که او را دریابد و از دریای عشق سیراب کند. همچنین، به نور الهی و آینهای که وجودش از اوست اشاره میکند و عقل را در برابر شمع جمال الهی ناتوان میداند. در پایان، خود را رند و حریف نعمتالله معرفی میکند و توبه کردن را رد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی مضامین مانند مستی و رندی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۷۳ - ساقی ز کرم نواخت ما را
ساقی ز کرم نواخت ما را
خمخانه بریخت بر سر ما ۱
ما جام و بر آب چون حبابیم
دریاب ز ما و ما ز دریا ۲
عشقست که هیچ جا ندارد
هر جا می جو تو جای بی جا ۳
در دیدهٔ مست ما توان دید
آن نور ولی به چشم بینا ۴
آئینه از او وجود دارد
او نیز به آینه هویدا ۵
با شمع جمال او چه باشد
پروانهٔ عقل بی سر و پا ۶
رندیم و حریف نعمت الله
هرگز نکنیم توبه حاشا ۷
خمخانه بریخت بر سر ما ۱
ما جام و بر آب چون حبابیم
دریاب ز ما و ما ز دریا ۲
عشقست که هیچ جا ندارد
هر جا می جو تو جای بی جا ۳
در دیدهٔ مست ما توان دید
آن نور ولی به چشم بینا ۴
آئینه از او وجود دارد
او نیز به آینه هویدا ۵
با شمع جمال او چه باشد
پروانهٔ عقل بی سر و پا ۶
رندیم و حریف نعمت الله
هرگز نکنیم توبه حاشا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۲ - رندیم و دگر مستیم تا باد چنین بادا
گوهر بعدی:غزل ۷۴ - عقل برو برو برو عشق بیا بیا بیا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.