خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن عرفانی از زبان شخصی است که در بلا و رنج، عشق و فنا را تجربه می‌کند. شاعر از درد و رنج به عنوان راهی برای رسیدن به درمان و کمال یاد می‌کند و به مفاهیمی مانند عشق الهی، فنا در وجود حق، و بی‌آغاز و بی‌پایان بودن هستی اشاره دارد. همچنین، از خرابات و مستی به عنوان نمادهایی از رهایی از خود و وصول به حقیقت استفاده شده است.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و نمادها مانند 'خرابات' و 'مستی' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا نیاز به توضیح داشته باشد.

مشاهده کامل

غزل ۶۴ - مبتلائی دیدمش خوش در بلا

مبتلائی دیدمش خوش در بلا
گفتمش خواهی بلا گفتا بلی ۱

از بلا چون کار ما بالا گرفت
جان ما جوید بلا از مبتلا ۲

بینوایان را نوائی دیگر است
خوش نوائی می طلب از بینوا ۳

آبرو جوئی درین دریا بجو
عین ما می جو به عین ما چو ما ۴

دُرد دردش عاشقانه نوش کن
تا ز دُرد درد دل یابی دوا ۵

در محیط بیکران افتاده ایم
نیست ما را ابتدا و انتها ۶

نعمت الله ساقی و ما رند مست
با حریفان در خرابات فنا ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۳ - نعمت الله است دایم با خدا
گوهر بعدی:غزل ۶۵ - فانی دردیم و فانی از فنا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.